دوشنبه, 18 مرداد 1395 ساعت 19:58

«بدبینی نسبت به کشش» Elasticity Pessimism

نوشته شده توسط
امتیاز به این مطلب
(0 رای)

اصطلاح بدبینی نسبت به کشش را نخستین بار فریتس مکلاپ در مقاله  Machlup, Fritz. 1950. "Elasticity Pessimism in International Trade," Economia Internazionale 3, (Feb), pp. 118-141. برای نشان دادن دیدگاه کسانی بکار برد که معتقد بودند کشش‌های تقاضا برای واردات به حدی اندک هستند که شرط مارشال لرنر نقض خواهد شد.

روزنامه شرق دوشنبه 17 فروردین 1394 نوشته کوتاهی دارد از علی قنبری با عنوان «کاهش ارزش پول، فرصت توسعه صادراتی اقتصاد ایران» 

نویسنده ابتدا نظر مخالفان کاهش ارزش پول ملی را آورده است: 

«برخی بررسی‌های علمی و اقتصادی در زمینه وضعیت صادرات و واردات کشور نشان می‌دهد که شرط مارشال لرنر برای ایران برقرار نیست یعنی، محاسبه مجموع [قدرت مطلق] حساسیت تقاضا و عرضه ارز کمتر از واحد است، به این خاطر بازار ارز در ایران از ثبات نسبی برخوردار نیست. بنابراین سیاست کاهش ارزش پول که یکی از رایج‌ترین سیاست‌های جهانی برای بهبود وضعیت تراز پرداخت‌ها در کشورهاست و درواقع صادرات آنها را افزایش و واردات آنها را کاهش می‌دهد، در ایران صادق نیست. یعنی وقتی ارزش پول داخلی کاهش پیدا می‌کند، منجر به هجوم سرمایه‌گذاران خارجی و افزایش واردات سایر کشورها از ایران نخواهد شد.»

و در پایان نیز دیدگاه خویش را آورده و نتیجه‌گیری کرده است که: «نهایتا باید گفت با توجه به روند افزایش صادرات کشور می‌توان نتیجه گرفت که کاهش ارزش پول در کشور منجر به افزایش صادرات و بهبود تراز پرداخت‌ها می‌شود. بنابراین به عبارت دیگر شرط مارشال لرنر می‌تواند بر‌ای اقتصاد کشور برقرار باشد. در نتیجه چنین موضوعی باید گفت اقتصاد می‌تواند با استفاده از کاهش ارزش پول خود درصدد قبضه‌کردن بازارهای کشورهای همسایه بوده و صادرات خود را گسترش دهد تا سهم بازار جهانی را به‌دست آورده و پس از آن به ارزش پولی و حفظ آن که یکی از مهم‌ترین اهداف بانک‌مرکزی است بپردازد.»

اگر بخواهیم تعریف کلی از بدبینی به کشش بیاوریم، می‌توان گفت یک نوع باور در بین برخی اقتصاددانان است که معتقدند فعالیت‌های اقتصادی (داخلی، صادراتی یا وارداتی) معمولاً حساسیتی به تغییر قیمت‌ها از خود نشان نمی‌دهند یا اینکه کم‌کشش هستند. در نقطه مقابل، خوش‌بینی به کشش Elasticity optimism را داریم که من خودم را در ردیف خوش‌بین‌ها نسبت به کشش قیمتی می‌دانم تا بدبین‌ها.

تبعات این بدبینی به کشش چه می‌تواند باشد؟ اینکه تصور ما نسبت به نظام بازار و سازوکار قیمت چگونه است (یعنی چقدر معتقدیم بازار شکست می‌خورد یا موفق می‌شود) باعث دادن توصیه‌های سیاستی متفاوتی می‌شود. به واقع می‌توان این طور تصور کرد کسانی مانند فرشاد مومنی و احمد توکلی که یکریز با افزایش قیمت‌ها به مخالفت برمی‌خیزند عمدتا بر این باور هستند که فعالیت‌های اقتصادی ( داخلی و خارجی) حساسیتی به قیمت‌ها نشان نمی‌دهند، پس باید به روش‌های غیرقیمتی متوسل شویم و حتی قیمت‌ها را سرکوب و کاهش دهیم تا عدالت را به زعم خویش برقرار سازیم. چنین کسانی بیشتر خواهان کنترل و هدایت و دخالت دولت هستند به جای اینکه به تخصیص بهینه منابع و رشد اقتصادی از طریق اصلاح قیمت‌ها باور داشته باشند. 

در عین حال جالب است که همگی هر روزه شواهد بسیاری ‌را می‌بینیم از اینکه مردم چه فقیر و چه غنی چگونه در برابر تغییر قیمت‌ها از خود واکنش نشان می‌دهند. 

برای مثال دو مورد زیر را ملاحظه کنید:

گزارش نخست را از سایت الف با عنوان خرید و فروش گسترده بنزین 700تومانی در حاشیه جایگاه‌ها آورده‌ام

که در روز باطل شدن سهمیه بنزین 700 تومانی تاکسی‌ها، خودروهای عمومی، وانت بارها و آژانس‌های تاکسی (که عمدتا از قشر محروم هستند) تهیه شده است. گزارش می‌نویسد در طول ۲۴ ساعت گذشته صف‌های طولانی در پیش روی جایگاه‌های بنزین به وجود آمده که علت اصلی هجوم رانندگان تاکسی و خودروهای عمومی به جایگاه‌ها، خالی کردن کارت‌های بنزین از سهمیه‌های هفتصد تومانی است.

یا نمونه دیگر در صفحه گردشگری روزنامه دنیای اقتصاد امروز 7 بهمن 1394 با عنوان ترکیه برای حفظ بازار سفر ایران، بیانیه داد 

که آمده است: «براساس آمارها ترکیه در سال 2010 میلادی میزبان یک میلیون و 900 هزار مسافر ایرانی بوده، اما این رقم در سال 2012 به یک میلیون و 100 هزار نفر کاهش پیدا کرده است. با این وجود به گفته همین مقام مسوول در صنعت هتلداری ترکیه، در سال 2013 یک‌میلیون و 200 هزار ایرانی به این کشور سفر کرده‌اند و در سال پس از آن نیز این رقم به یک میلیون و 600 هزار نفر رسیده است.»

باید گفت بخش بسیار مهمی از این افزایش (1900 هزار نفر) و بعد کاهش (1100 هزار نفر) و اینک افزایش (1600 هزار نفر) گردشگر ایرانی که در سال‌های گذشته به ترکیه رفته‌اند به کاهش و افزایش و کاهش متناوب نرخ ارز واقعی مربوط می‌شود.

نتیجه اینکه همه شواهد بیانگر اینست که مردم در برابر کوچکترین تغییر قیمتی از خود حساسیت نشان می‌دهند و پرکشش هستند. اما در بیشتر مواقع نادیده گرفتن قیمت‌های نسبی و وجود نرخ تورم دو رقمی تا 30 و 40 درصد اجازه نداده است تا نسبت قیمت‌ها تغییر معناداری بکند و رفتار مصرف‌کننده را متفاوت سازد.

پس خوب است اقتصاددانانی که دید مثبت و خوش‌بینانه‌ای به اصلاح قیمت‌ها ندارند را به سمت «نگاه خوش‌بینانه‌تر داشتن به کشش» دعوت کنیم. مطالعه تحقیق خوش‌بینی به کشش: کالاهای خارجی و داخلی بیش از آنکه فکر می‌کنید قابل جانشین هستند هم شاید به اصلاح دید آنها کمکی بکند. 

این تحقیق نتیجه می‌گیرد: «برآورد کشش جانشینی بین کالاهای داخلی و خارجی در داده‌های کلان اقتصادی کوچک بوده اما در مطالعات خرد بسیار بزرگتر است. در واقع برآوردهای بهتر بیانگر کشش کل جانشینی دو برابر مقدار متعارف است. پس برای کاهش کسری تراز تجاری، نیاز به کاهش کمتر ارزش پول کشور است.»

 

بازدید 983 مرتبه آخرین ویرایش در شنبه, 30 مرداد 1395 ساعت 12:16
جعفر خیرخواهان

دکتر جعفر خيرخواهان، اقتصاددان جوان ايراني و استاد دانشگاه فردوسي مشهد، از جمله اقتصاددانان بسيار پرکاري محسوب مي‌شود که در سال هاي اخير بخش قابل توجهي از فعاليت وي بر ترجمه مقالات و کتاب هاي ارزشمند اقتصادي به زبان فارسي متمرکز است؛ از جمله کتاب هاي ترجمه شده توسط ايشان مي توان به کتاب های ارزشمند «معماي فراواني: رونق هاي نفتي و دولت هاي نفتي»، «حکمراني خوب بنيان توسعه»، «ريشه هاي اقتصادي دموکراسي و ديکتاتوري» و «انديشه هاي اقتصادي و سياسي هايک» اشاره نمود.

www.jafarkheirkhahan.ir

نظر خود را ثبت کنید

از پر شدن تمامی موارد الزامی (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

© 2013-2017 وبسایت شخصی جعفر خیرخواهان. تمامی حقوق محفوظ است