سه شنبه, 23 مهر 1392 ساعت 20:21

جنبش ضد تحریم؛ از آغاز تا امروز

نوشته شده توسط
امتیاز به این مطلب
(0 رای)

  • وقتي از عقل و خرد جمعي استفاده مي شود ابتکار عمل هاي زيادي شکل مي گيرد و نتايج خوبي به بار مي آيد
  • هر دو طرف متضرر شدند، چه تحريم کنندگان و چه تحريم شونده ها
  • زمان زيادي از تشکيل اين جنبش گذشته است، اما سياست و شيوه عمل آقاي احمدي نژاد، جايي براي همراهي با چنين جنبشي باقي نگذاشته بود
  • کساني که از تحريم ها سود مي برند بسيار متشکل و منسجم عمل مي کنند اما عده بسياري که زيان مي بينند بسيار پراکنده هستندو به همين دليل بايد تشکل ها و نهادهاي مدني وارد عمل شوند
طي 8 سال گذشته مجموعه عواملي از جمله برخي سياست هاي نادرست دولت و ديپلماسي ضعيف موجب اعمال تحريم هاي بي سابقه و بي رحمانه اي عليه کشورمان شد و متاسفانه برخي اظهارنظرهاي ناسنجيده نيز بهانه اي براي تشديد آنها از طرف غرب گرديد.
اين تحريم ها ايران را از بزرگترين منبع ارزي خود محروم ساخت و فشارها و آسيب هاي فراواني بر توده مردم وارد کرد که کمبود دارو و قطعات مهم صنعتي و مواد اوليه توليدي، تنها بخشي از اين آسيب ها بود.
با روي کار آمدن دولت تدبير و اميد، جامعه ايراني جان تازه اي گرفت. به گونه اي که بسياري از اقتصاددانان يکي از راه هاي برون رفت از شرايط کنوني اقتصاد کشور را استفاده از سرمايه اجتماعي به وجود آمده پس از انتخابات 92 خواندند. اين سرمايه اجتماعي نيز خاموش ننشست و در مورخ 10 تير 92 با سرمقاله اي از دکتر موسي غني نژاد در روزنامه دنياي اقتصاد،مقابل تحريم هاي جهاني به پا خاست.

اين جنبش که با حمايت اقتصادداناني چون دکتر غني نژاد و دکتر بهکيش متولد شد، با تاکيد بر اصول پذيرفته شده جهاني مانند بند سوم اعلاميه حقوق بشر که حق زندگي و امنيت فردي را جزء اصول اوليه تمام مردم دنيا مي داند و تجارت آزاد ميان ملت ها-که به بيان منتسکيو مطمئن ترين ضامن براي بقاي صلح جهاني است- شکل گرفت. در آخرين بيانيه اين جنبش که به امضاي 82 تن از اقتصاددانان، 34 تن از حقوق دانان و 41 تن از مديران و سردبيران رسانه ها رسيد، به بيان آثار مخرب اين تحريم ها از جمله گسترش اقتصاد غيررسمي، دور شدن از شفافيت، توسعه فساد و تخصيص ناسالم و ناعادلانه منابع پرداخته شده است؛ تا به بيان دکتر غني نژاد، در ادامه اين روند، بتوان در درجه اول بر اقشار فرهيخته، دانشگاهي و رسانه هاي کشور تحريم کننده تاثير گذاشته و سپس توسط اين اقشار، افکارعمومي اين کشورها را از آثار مخرب تحريم آگاه ساخت،تا سرانجام با فشار افکارعمومي بر سياستمداران کشورهاي تحريم کننده، موجبات لغو تحريم ها فراهم گردد.
از همين رو با دکتر جعفر خيرخواهان، دکتراي اقتصاد، عضو هيئت علمي پژوهشکده گردشگري جهاد دانشگاهي و يکي از امضا کنندگان بيانيه اخير به گفتگو نشستيم که در ادامه مي آيد.
باتوجه به اينکه چند سالي از اعمال تحريم هاي شديدي عليه ايران مي گذرد، چرا اين جنبش چند ماهي است که اعلام موجوديت کرده است؟ و به طور مشخص چه خواسته هايي را دنبال مي کند؟
تغيير فضاي کشور و انتخاب آقاي روحاني به عنوان رئيس جمهور احساس اميد و قدرت براي بهبود شرايط را در مردم تقويت کرد که مبارزه با تحريم ها يکي از مصاديق آن است. به طورکلي، اميدي که در نتيجه همين انتخابات به وجود آمد، انديشمندان را به اين فکر انداخت که با تحريم ها به مثابه يک عامل عقب ماندگي کشور، مقابله کنند و در اين بين ديگر گروه ها نيز با آنها همراه شدند. در واقع اين فضاي جديد سبب شد احساس شود مردم و نهادهاي مدني مي توانند زمينه ساز تغيير شوند و به دولت کمک کنند تا شرايط نامناسب قبل به سمت بهبود پيش برود. به طورکلي، خواسته اين جنبش اين است که از فشار تحريم ها بر همه اقشار مردم کاسته شود.
پيش از اين، در سال 2005 نيز جنبشي تحت عنوان «جنبش ضدتحريم و مداخله نظامي عليه ايران» در اروپا شکل گرفت، دليل عدم موفقيت و فراموش شدن اين جنبش چه بود؟
بله، زمان زيادي از تشکيل اين جنبش گذشته است و فکر مي کنم در آن زمان با کارها و رفتارهايي که دولت وقت ايران داشت، مثل ماجراجويي و مقابله با جهان غرب، زمينه مناسب براي همراهي با چنين جنبشي وجود نداشت. در واقع سياست و شيوه عمل آقاي احمدي نژاد، جايي براي اين گونه فعاليت ها باقي نمي گذاشت.
در گفته هاي مدافعان اين جنبش چنين بيان شده است که اين تحريم ها هيچ تاثيري بر سياست هاي حکومت ايران نداشته و فقط باعث فشار بر مردم ايران شده است، در حالي که همين فشارها باعث تغيير فضا و رقم خوردن نتيجه اي متفاوت در انتخابات 24 خرداد بود، آيا مي توان بر بي تاثيري کامل اين تحريم ها تاکيد ورزيد؟
درست است، حرف هايي که پيش تر آقاي احمدي نژاد زده بود و تحريم ها را کاغذ پاره خوانده بود، يک نوع رجزخواني در عرصه سياست محسوب مي شد که البته فقط در حد شعار بود. شايد در ابتداي راه اين طور تصور مي شد که حکومت راه خودش را مي رود و فقط مردم هستند که مجبورند فشار ناشي از تحريم ها را تحمل کنند. حتي تا همين دو سه سال پيش مي گفتند، تحريم ها بي اثر است، ولي بعد ديديم که همه گروه ها، مشکلات کشور را نتيجه تحريم ها دانستند. اگر بخواهيم عادلانه قضاوت کنيم، تقريبا پنجاه درصد از مسائل و مشکلات کشور ناشي از تحريم ها بود و پنجاه درصد ديگر آن ناشي از سوء مديريت بوده است. تحريم ها در کوتاه مدت فشار زيادي بر اقتصاد و معيشت مردم وارد مي کند. مثلا در عراق دوران صدام به دليل تحريم، صدها هزار کودک عراقي از بين رفتند. اما در صورت تداوم تحريم، معمولا کشورهاي تحريم شده راه هاي گريزي پيدا مي کنند.
استدلال دکتر غني نژاد به طور خاص و ديگر مدافعان به طور عام اين بوده که تجارت آزاد باعث افزايش رفاه و ثروت جوامع و در نتيجه صلح جهاني مي شود، اين صلح جهاني از طريق تجارت آزاد چگونه محقق مي شود؟
البته آقاي غني نژاد به تنهايي نبودند، بلکه به همراه آقاي دکتر بهکيش و آقاي سعيد ليلاز با هم اين بحث را مطرح کردند. همان طور که مشخص است تجارت آزاد از طريق مزيت نسبي باعث افزايش ثروت و رفاه مي شود، يعني شما کالايي را توليد مي کنيد که در آن مزيت داريد و به کشورهاي ديگر مي فروشيد و در مقابل کالاهاي ديگري مي گيريد و مجموعا همه طرف هاي مبادله منتفع مي شوند. در نتيجه اين مبادله کشورها به هم وابسته مي شوند، مثل چين و آمريکا که دو قدرت بزرگ هستند و با يکديگر دشمني هم دارند اما تجارت شديدي که بين اين دو کشور صورت گرفته است، باعث شده آنها هيچ وقت به فکر جنگ و درگيري با يکديگر نيفتند. زيرا اگر بخواهند با هم بجنگند، ضرر زيادي مي کنند. از يک طرف، چين يکي از بازارهاي بزرگ خود يعني کشور آمريکا را از دست مي دهد و از طرف ديگر، آمريکا مقدار زيادي به چين بدهکار است، يعني چين حجم زيادي از بدهي آمريکا را که به صورت اوراق قرضه منتشر شده است، خريداري کرده و اگر چين بخواهد اين اوراق را در بازار بفروشد و طلب خود را بازخواست کند، ارزش دلار آمريکا به شدت سقوط مي کند و آمريکا به سمت ورشکستگي مي رود. همه اينها باعث شده که دو طرف هيچ گاه به فکر جنگ با يکديگر نيفتند. يا مثلا شوروي سابق مقدار زيادي گندم ارزان قيمت از آمريکا و کانادا وارد مي کرد و همين مسئله باعث مي شد زمينه براي جنگ کمتر شود؛ زيرا اگر جنگ مي شد، آمريکا صادرات خود را متوقف مي کرد و شوروي دچار مشکل ميشد. در فارسي هم مثلي داريم که «طلبکار سلامتي بدهکار را مي خواهد تا زنده باشد و بتواند دين خود را ادا نمايد.»
مثال شما در مورد دو کشوري است که از نظر قدرت اقتصادي با هم برابر هستند، ولي ايران هيچ گاه نه قادر بوده و نه خواسته است با دنيا به صورت آزاد به تجارت بپردازد، در حالي که مدافعان اين جنبش تاکيد بر تجارت آزاد دارند، به نظر شما اين مسئله چگونه قابل توجيه است؟

من اين را به صورت کلي بيان کردم که تشويق به تجارت باعث صلح مي شود و يا برعکس آن بسياري از کشورها بوده اند که در گذشته با هم مي جنگيده اند ولي در يک مقطع زماني همان دو کشور اسلحه را زمين گذاشته اند و با هم به معامله پرداخته اند. «نياز» يک مسئله مهم است يعني ممکن است يک کشور کالايي داشته باشد که شما به آن نياز داريد، پس بايد با هم به مبادله و معامله بپردازيد. حتي در تاريخ اسلام هم ماههاي حرام را داشتيم که قبايل دست از جنگ مي کشيدند و به معامله و تجارت با هم مي پرداختند. در مورد ايران هم نمي توانيم بگوييم که کشور بسته اي است چون به صادرات نفت مي پردازد و از آن طرف هم واردات بسيار زيادي دارد، حتي ايران اگر سهم صادرات نفت بالايي مي داشت، نيز ممکن بود تحريم ها به اين شکل اتفاق نيفتد. خود ما هم مقصر بوديم که توليد نفت مان کاهش پيدا کرد و حتي واردکننده بنزين شديم و اقتصاد ما نيز ضعيف بود. همه اينها دست به دست هم داد و باعث شد سهم ما از تجارت جهاني کمتر و کمتر شود ولي اگر يک کشور تاثيرگذار باشد زمينه جنگيدن با اوکم مي شود.
به نوعي مي توان گفت اين استدلال هايي که بيان مي شود خيلي قوي و منطقي نيست و بيشتر براي جلب افکار عمومي است؟
اين استدلال را شايد به اين علت آوردند که ما بايد تجارت آزاد را تشويق کنيم تا همه از فوايد آن بهره مند شوند و کسي که تحريم مي کند در واقع در برابر رفاه جوامع ايستادگي کرده است که از بعد رفاهي کار پسنديده اي نيست.
شما در سرمقاله اي که در روزنامه دنياي اقتصاد به چاپ رسيد، آمريکا را از اروپا جدا دانسته ايد، در صورتي که جامعه جهاني نگراني واحدي نسبت به ايران دارد. به نظرشما در بحث تحريم ها، عملا چه تفاوت هايي ميان آمريکا و اروپا وجود دارد؟
بله، صهيونيست ها در آمريکا لابي قوي اي دارند و در مقابل، ايران مدافع فلسطين است. پس جداي از بهانه مسئله هسته اي، آمريکا دشمني ديرينه اي با ايران دارد. اما در مورد اروپا موضوع فرق مي کند. در واقع بحث هسته اي آنها را با آمريکا همراه کرده است. اما به دليل نزديکي اروپا به ايران و روابط تجاري که در گذشته داشتيم امکان اقناع اروپايي ها بسيار راحت تر است حتي ما مي توانيم با توجه به همين مسئله ميان غربي ها تفرقه ايجاد کنيم و اهداف خودمان را پيش ببريم.
فارغ از اين بحث که عملا تا چه ميزان از شدت تحريم ها کاسته مي شود، به نظرشما اين حرکات مدني چه تاثيرات مثبت اقتصادي و اجتماعي مي تواند داشته باشد؟
وجود نهادهاي مدني بسيار لازم و حياتي است، در يک جامعه متمدن و پيشرفته در يک طرف دولت قرار مي گيرد و در طرف ديگر عموم مردم که سرگرم فعاليت هاي شخصي شان هستند، اما حضور يک طرف سوم، يعني نهادهاي مدني که به طور مشخص نمايندگي اقشار مردم درجامعه را برعهده داشته باشند کاملا محسوس است. اين نهادها در قالب اصناف و گروه هاي حرفه اي مي توانند به صورت هدفمند کار کنند و خواسته هاي مردم را به دولت منتقل کنند و اين ادعاي دولت را که مي گويد من خدمت گزار مردم هستم، محقق سازند. در واقع اين نهادهاي مدني مي توانند ارتباط خوبي بين دولت و مردم شکل بدهند. اين بحث تحريم ها مي تواند بهانه اي باشد که چنين نهادهايي قوي شوند و در عرصه هاي مختلف حضور پيدا کنند. نمونه مشخص فعاليت اين نهادها در بحث هاي محيط زيستي است. براي مثال اگر اين نهادها و تشکل هاي مدني حضور پررنگي داشتند ما الان شاهد از بين رفتن منابع و ذخاير طبيعي خودمان نبوديم، زيرا آنها مي توانستند از طريق آگاهي بخشي به جامعه مانع تخريب محيط زيست شوند. به طور کلي حضور اين نهادها امکان اجراي سياست هاي بد و مضر در جامعه را کاهش مي دهد.
به نظرشما اين جنبش بايد در حد يک نهاد مدني باقي بماند يا مي تواند همکاري دولت و به طور کلي نهادهاي دولتي را با خود همراه کند؟
کار دولت در زمينه کمک به رفع تحريم در جاي خودش لازم و موثر است، ولي اين نهادهاي مدني بايد خودشان از طريق برانگيختن افکار عمومي و آگاهي بخشي کار خود را بکنند و هر کدام در جاي خودشان عمل کنند. اگر دولت بخواهد مستقيم وارد عمل شود کار از حالت خودجوش و مردمي خارج ميشود که اتفاق خوبي نيست. علاوه بر اين، اگر غربي ها متوجه شوند در پس اين قضيه دولت حضور دارد، تاثيرگذاري اين حرکت کاهش پيدا مي کند. دولت بايد خود مسيري را که فکر ميکند درست است، پيش ببرد.
مسئله ديگر اين است که ايده اي را يک نفر مطرح مي کند ولي در طي زمان ممکن است مسائلي پيش بيايد که در ابتدا ما هيچ فکري در موردش نکرده بوديم و اين در واقع قدرت و عظمت سپردن کارها به بخش خصوصي را نشان مي دهد. وقتي از عقل و خرد جمعي استفاده مي شود ابتکار عمل هاي زيادي شکل مي گيرد و نتايج خوبي به بار مي آيد. مثلا موجي در سايت هاي اجتماعي به وجود آيد و از تحريم هاي يک جانبه امريکا انتقاد شود. يا جنبش هاي هنري art movement راه بيفتد که به صورت جريان و حرکت هنري هنرمندان با تفکر و عملکرد تقريبا مشابه سعي کنند اثرات زيانبار اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي تحريم ها را به جهانيان منعکس نمايند.
به عنوان اولين گام بيانيه اي از سوي برخي از اقتصاددانان و حقوقدانان و روزنامهنگاران امضا شد، به نظر شما گام هاي بعدي چه مي تواند باشد؟
بله، خوشبختانه اين بيانيه به زبان انگليسي هم منتشر شده است. همچنين دکتر محمد هاشم پسران که از اقتصاددانان مطرح جهاني است و حتي امسال به عنوان نامزد جايزه نوبل اقتصاد هم از وي نام برده شود به تازگي و در آستانه سفر دکتر روحاني به سازمان ملل، مقاله اي در مخالفت با تحريم ها در نشريه گاردين انگلستان به چاپ رسانيد که اميدوارم اين تحرکات از سوي ساير ايرانيان مقيم خارج هم ادامه يابد و يک حس همبستگي و مشارکت بين هم وطنان داخل و خارج شکل بگيرد.
به نظر من، در گام هاي بعدي بايد حقوقدانان وارد عمل شوند و نشان دهند که اين تحريم ها با حقوق اوليه بشري منافات دارد. همچنين صادرکنندگان و اتاق هاي بازرگاني مي توانند از بعد منافع اقتصادي نشان دهند، همتايان و مصرف کنندگان غربي چقدر از وجود تحريم ها متضرر مي شوند و به طور کلي بايد تشکل هاي صنفي و اتاق هاي بازرگاني وارد عمل شوند و بر همتايان خود در کشورهاي ديگر و نيز افکار عمومي تاثير بگذارند. همچنين بايد اين تلاش ها پررنگ و عميق شود و حداقل ارزش خبري پيدا کند تا بتواند دنيا را متوجه خود کند.
 
به طورکلي آثار تحريم ها بر اقتصاد کشورمان را چه مي دانيد؟
در بحث تحريم ها هر دو طرف متضرر شدند، چه تحريم کنندگان و چه تحريم شونده ها. خود آمريکا بازار بزرگي مثل ايران را از دست داده است و باعث شده کشورهاي ثالثي از اين تحريم ها منتفع شوند، کشورهايي که تکنولوژي سطح پاييني دارند و توانسته اند وارد بازار ايران شوند و کالاهاي بي کيفيتي به ايران بفروشند. همچنين دلال هايي که محصولات آمريکايي را مي خرند و با واسطه و با قيمت بالا به ايران ميفروشند از اين وضعيت آشفته بسيار سود برده اند. افرادي هم در داخل هستند که در زمينه اقتصاد غيررسمي فعاليت مي کنند و با وجود تعداد کم ولي منسجم عمل مي کنند و از برداشته شدن تحريم ها زيان مي بينند. به طورکلي در شرايط فعلي کساني که از تحريم ها سود مي برند بسيار متشکل و منسجم عمل ميکنند و عده بسياري که زيان مي بينند بسيار پراکنده هستند و بايد همين تشکل ها و نهادها وارد عمل شوند و خواسته هاي خود را عملي کنند.
 
بازدید 14028 مرتبه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 24 مهر 1392 ساعت 12:26
جعفر خیرخواهان

دکتر جعفر خيرخواهان، اقتصاددان جوان ايراني و استاد دانشگاه فردوسي مشهد، از جمله اقتصاددانان بسيار پرکاري محسوب مي‌شود که در سال هاي اخير بخش قابل توجهي از فعاليت وي بر ترجمه مقالات و کتاب هاي ارزشمند اقتصادي به زبان فارسي متمرکز است؛ از جمله کتاب هاي ترجمه شده توسط ايشان مي توان به کتاب های ارزشمند «معماي فراواني: رونق هاي نفتي و دولت هاي نفتي»، «حکمراني خوب بنيان توسعه»، «ريشه هاي اقتصادي دموکراسي و ديکتاتوري» و «انديشه هاي اقتصادي و سياسي هايک» اشاره نمود.

www.jafarkheirkhahan.ir | این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظر خود را ثبت کنید

از پر شدن تمامی موارد الزامی (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

© 2013-2017 وبسایت شخصی جعفر خیرخواهان. تمامی حقوق محفوظ است