دوشنبه, 30 -3443 ساعت 03:25

معمای فراوانی: رونق های نفتی و دولت های نفتی

نوشته شده توسط

اطلاعات مختصر

  • مشخصات کتاب

  • نام کتاب: معمای فراوانی: رونق های نفتی و دولت های نفتی
  • زبان کتاب: پارسی
  • تعداد صفحات: 432
  • شابک: ۹۷۸-۹۶۴-۱۸۵-۰۷۱-۷
  • مشخصات نویسندگان / مترجمان

  • نویسنده: تری لین کارل
  • مترجم: دکتر جعفر خیرخواهان
  • مشخصات چاپ و نشر

  • نوبت چاپ: دوم 1390
  • ناشر: نشر نی
  • سال انتشار: 1388
  • اخبار، تحلیل ها و مقالات درباره این کتاب

امتیاز به این مطلب
(3 رای)

معمای فراوانی: رونق های نفتی و دولت های نفتیكارل به توصيه پرس آلفونسو عمل كرد و سرانجام كتابي نوشت كه شايد بهترين كتاب در اين باره باشد كه رونق‌هاي نفتي با كشورهايي از قبيل ايران و ونزوئلا چه كار مي‌كنند. اين كتاب (معماي فراواني: رونق‌هاي نفتي و دولت‌هاي نفتي) به تعبير مترجم آن، به درستي رساله‌اي درباره بيماري فلج مغزي مقامات تصميم‌گير است كه بر كشورهاي نفت‌خيزي مثل ونزوئلا، نيجريه يا ايران حكومت مي‌كنند. به طور مشخص‌تر اين كتاب پرسش‌ معماگونه‌اي را مطرح ساخته و سعي مي‌كند به آن پاسخ ‌دهد: اين پرسش كه چرا دولت‌هاي صادركننده نفت مثل ونزوئلا، ايران، نيجريه و ... كه تفاوت‌هاي زيادي با هم دارند در خلال رونق عظيم نفتي دهه 1970 ميلادي، مسيرهاي توسعه مشتركي انتخاب كردند و گرفتار نتايج نااميدكننده يكساني شدند. كارل به شرح و توضيح عوامل چندلايه اقتصادي و سياسي‌ مي‌پردازد كه ماهيت دولت در كشورهاي صادركننده نفت را تعيين مي‌كنند و نيز توضيح مي‌دهد چرا رونق‌هاي نفتي حكومت‌ها را بي‌ثبات مي‌سازد و در عين حال توهم رفاه و آباداني به وجود مي‌آورد. او ريشه اين ويژگي‌هاي مشترك را در هم‌زماني بهره‌برداري از نفت و فرآيند دولت‌سازي مدرن در اين كشورها مي‌بيند. در مدل كارل، اقتصادهاي صادركننده نفت و دولت‌هاي نفتي، بيانگر «شكل افراطي» اقتصادهاي وابسته به منابع طبيعي هستند. اين افراطي‌گري خصوصا در وابستگي بسيار بالاي اقتصاد به يك منبع واحد به نام درآمد نفت بازتاب پيدا مي‌كند.

معماي فراواني يا بلاي منابع پديده‌اي است كه با تصور عمومي كه ثروت منابع طبيعي باعث رشد اقتصادي مي‌شود در تضاد است. مطابق اين ديدگاه، منابع طبيعي فراوان، اختلالات اقتصادي و سياسي‌اي را تحميل مي‌كند كه رشد اقتصادي را در درازمدت كاهش مي‌دهد، اگرچه رونق و رفاه كوتاه مدتي نيز به وجود مي‌آورد. تري كارل در كنار ساير پژوهشگران در اين عرصه سعي مي‌كند نشان دهد چگونه اين اتفاق مي‌افتد و اين به اصطلاح بلاي منابع چگونه عمل مي‌كند. در ساده‌ترين و اقتصادي‌ترين روايت از بلاي منابع، بيماري هلندي اتفاق مي‌افتد. (منظور اين كه وقتي دلارهاي نفتي و نقدينگي وارد اقتصاد اين كشورها مي‌شود، قيمت كالاها و خدمات غيرقابل مبادله- مثل ساختمان‌هاي تجاري و مسكوني، خدمات واسطه‌اي و مشاوره‌اي و... كه قابل وارد كردن نيستند- بالا مي‌رود و انواع محصولاتي هم كه از آنها در توليد استفاده مي‌كنند قادر به رقابت در صحنه بين‌المللي نيستند). عامل بازدارنده ديگر براي توسعه اقتصادي در كشورهاي نفت‌خيز، بي‌توجهي به آموزش است.

در اين كشورها، نيروهاي مستعد به جاي كسب دانش و مهارت، انرژي خود را صرف منازعه براي كسب سهم بزرگتري از كيك اقتصادي ملي مي‌كنند، بي‌توجهي به سازوكار بازار آزاد يكي از بلاهاي ديگري است كه درآمد نفت در دولت‌هاي نفتي به وجود مي‌آورد.
همچنين كتاب «معماي فراواني» نشان مي‌‌دهد چگونه با ورود سيل‌آساي درآمدهاي نفتي به اقتصاد كشورهاي صادركننده نفت، حوزه اختيارات و تعهدات دولت گسترش مي‌يابد اما در عين حال اقتدار نهادهاي قانوني آن تضعيف مي‌شود. كارل ادعا مي‌كند آنچه وي دولت‌هاي نفتي مي‌نامد به‌رغم تفاوت‌هاي آشكار در نوع رژيم، فرهنگ و موقعيت ژئواستراتژيك داراي تركيبات نهادي و الگوهاي سياست عمومي فوق‌العاده‌ مشابهي هستند. وابستگي به نفت، ‌آنها را به سمت تمركزگرايي شديد قدرت سياسي و نظام اداري آشفته و نامنسجم هدايت مي‌كند. نتيجه حاصله به شكل مخارج عمومي كنترل نشده‌اي است كه به زيان كشورداري و تدبير ملك ظاهر مي‌شود.

كارل مدل دولت نفتي خود را با بررسي موردي مفصل درباره ونزوئلا و نيز بررسي تطبيقي با كشورهاي ايران، نيجريه، الجزاير، اندونزي و نيز نروژ، كه يك كشور توسعه‌يافته است، ارائه مي‌دهد. «دولت نفتي» دقيقا چيست؟ او اين اصطلاح را به كشورهاي نفت‌خيزي اطلاق مي‌كند كه نهادهاي ضعيف و بخش عمومي ناكارآمدي دارند. مهم‌ترين ويژگي اين كشورها در قوانيني است كه حقوق نفت زير زمين را به دولت اعطا مي‌كند و در نتيجه رانت نفتي عظيم و طولاني مدتي عايد مي‌شود كه بسيار بيشتر از سود به دست آمده در بخش خصوصي است.

هسته اصلي معماي فراواني اين است كه دولت‌هاي نفتي، كه توليد نفت سهم بالايي در توليد ناخالص داخلي و صادراتشان دارد، به توزيع سياسي رانت نفت وابسته هستند. كارل، همانند كاتوزيان نفت را متغير مستقل از بافت اقتصادي- اجتماعي مي‌داند و ادعا مي‌كند وابستگي به يك كالاي صادراتي خاص، نه فقط گروه‌هاي اجتماعي و نوع رژيم بلكه نهادهاي دولت را شكل مي‌دهد.
به ادعاي كارل دولت‌هاي نفتي كه دوران رونق نفتي را گذراندند دو نوع رفتار خود بروز دادند. اول اينكه اين دولت‌ها گرفتار يك دوره جنون شدند و قدرت ويژه‌اي از طرف شهروندان خود كسب كردند تا انباشت سرمايه از درآمد نفت را به ساير فعاليت‌هاي مولد هدايت كنند و بنابراين با شعار قطع وابستگي به نفت خود را به دنياي توسعه يافته برسانند.

رفتار دوم كه ارتباط نزديكي با انديشه توسعه صنعتي مبتني بر نفت دارد اين است كه رونق نفتي نه فقط باعث اجراي مدل‌هاي اقتصادي بزرگ و باشكوه مي‌شود، بلكه تقاضاهاي جديد براي منابع از سوي دولت و جامعه مدني را افزايش مي‌دهد. سياست‌گذاراني كه فكر مي‌كردند بايد بين رشد اقتصادي و عدالت يكي را انتخاب كنند، اكنون احساس مي‌كنند قادر به رسيدن به هر دو هستند. در صفحه 110 كتاب مي‌خوانيم كه: «نظاميان خواهان تسليحات پيشرفته و شرايط زندگي بهتر هستند، سرمايه‌داران درخواست اعتبارات ارزان و يارانه‌اي مي‌كنند، طبقه متوسط به دنبال هزينه‌هاي اجتماعي بيشتر است و كارگران براي دستمزدهاي بالاتر و بيكاران براي اشتغال‌زايي فشار مي‌آورند

بازدید 3795 مرتبه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 22 شهریور 1396 ساعت 19:35
جعفر خیرخواهان

دکتر جعفر خيرخواهان، اقتصاددان جوان ايراني و استاد دانشگاه فردوسي مشهد، از جمله اقتصاددانان بسيار پرکاري محسوب مي‌شود که در سال هاي اخير بخش قابل توجهي از فعاليت وي بر ترجمه مقالات و کتاب هاي ارزشمند اقتصادي به زبان فارسي متمرکز است؛ از جمله کتاب هاي ترجمه شده توسط ايشان مي توان به کتاب های ارزشمند «معماي فراواني: رونق هاي نفتي و دولت هاي نفتي»، «حکمراني خوب بنيان توسعه»، «ريشه هاي اقتصادي دموکراسي و ديکتاتوري» و «انديشه هاي اقتصادي و سياسي هايک» اشاره نمود.

www.jafarkheirkhahan.ir | این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظر خود را ثبت کنید

از پر شدن تمامی موارد الزامی (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

© 2013-2017 وبسایت شخصی جعفر خیرخواهان. تمامی حقوق محفوظ است