دوشنبه, 30 -3443 ساعت 03:25

خشونت و نظم اجتماعی: چارچوب مفهومي براي تفسير تاريخ مكتوب بشري

نوشته شده توسط

اطلاعات مختصر

امتیاز به این مطلب
(0 رای)

نه علم اقتصاد و نه علم سياست هيچ كدام نمي توانند فرايند توسعه اجتماعي مدرن را تبيين كنند. اين واقعيت كه جوامع توسعه يافته هميشه داراي اقتصادها و سياست هاي توسعه يافته بودند حاكي از اين است كه ارتباط بين علم اقتصاد و علم سياست بايد بخش بنيادي از فرآيند توسعه باشد. اين مقاله يك نظريه منسجم از علم اقتصاد و علم سياست را شرح و بسط مي دهد. ما نشان مي دهيم چگونه از 10000 سال قبل, نظم هاي اجتماعي دسترسي محدود شكل گرفت كه قادر به كنترل خشونت، برقراري نظم و امكان توليد بيشتر از طريق تخصص و مبادله بودند. نظم هاي ...

طرفداران توسعه مدرن با يك تناقض مواجهند: چرا تعداد زيادی از كشورهاي در حال توسعه موفق به انتخاب سياست هايي نشدند كه اقتصاددانان استدلال مي كنند بهبود پارتويي هستند؟ در توصيه های آنها، چيزي قرار دارد كه بر بنيادي نادرست واقع گشته است.
در یک کتاب جدید، ما سه نفر سعی کردیم تا به پرسش بالاتوجه نموده و نگاهی وسیع به تاریخ مکتوب بشر داشته باشیم. جهان بشری، دو انقلاب اجتماعی خارق العاده را پشت سرگذاشته است که هر دو تغییرات بنیادی در ذخیره دانایی به وجود آورده اند. نخستین انقلاب در 10000 سال پیش شروع شد: کشف کشاورزی، رشد جوامع بزرگتر، پیدایش نخستین شهرها و ظهور سازمان های اجتماعی سلسله مراتبی. دومین انقلاب اجتماعی حدود دویست و پنجاه سال قبل شروع شد: کشف تکنولوژی های صنعتی جدید، ظهور دولت- ملت ها و پیدایش سازمان های سیاسی و اقتصادی جدید و پیچیده. این دو انقلاب، روش هاي جدید سازماندهی تعامل انسانی و نظم بخشی در جوامع را به ارمغان آوردند. چارچوب مفهومی ما، زیربنای منطقی دو نظم اجتماعی جدید و فرآیندی را که جوامع از یک نظم اجتماعی به نظم دیگر گذر می کنند، ترسیم می کند.
ما نخستین نظم اجتماعی جدید که ده هزارسال قبل ظاهر شد را دولت طبیعی می نامیم. دولت های طبیعی دولت های هستند كه از نظام سیاسی برای تنظیم رقابت اقتصادی و ایجاد رانت های اقتصادی استفاده می کنند؛ آنها سپس از این رانت ها برای نظم بخشیدن به مناسبات اجتماعی، کنترل خشونت و برقراری همکاری اجتماعی استفاده می کنند. دولت طبیعی، تاریخ بشر را متحول ساخت؛ حقیقتاً نخستین دولت های طبیعی، فنون ساخت و ثبت و ضبطی به وجود آوردند که منجر به شروع تاریخ مکتوب بشری شد. اکثر مردم جهان امروزی، هنوز در دولت های طبیعی زندگی می کنند.
سپس منطق دومین نظم اجتماعی جدید- جامعه دسترسی باز - را ملاحظه می کنیم که در انتهای قرن هجدهم و ابتدای قرن نوزدهم در معدود جوامعی ظاهر شد. همانند ظهور دولت های طبیعی، جوامع دسترسی باز، تاریخ بشر را به شیوه بنیادی متحول ساخت. احتمالاً 25 کشور و 15درصد جمعیت جهان در جوامع دسترسی باز زندگی می کنند؛ 175 کشور دیگر و 85درصد جمعیت در دولت های طبیعی زندگی می کنند. جوامع دسترسی باز، رقابت اقتصادی را به شیوه ای تنظیم و قانونمند می کنند که رانت ها از میان برود و از رقابت برای نظم دادن به روابط اجتماعی استفاده می کنند. سرانجام توضیح می دهیم که چگونه جوامع از دولت های طبیعی به جوامع دسترسی باز گذار می کنند.
2 - چارچوب مفهومی
در نظم اجتماعی بدوی، تعامل انسانی عمدتاً از طریق تعامل تکراری چهره به چهره اتفاق می افتد؛ همه روابط، شخصی هستند. اندازه معمول واحد تعامل انسانی، دسته های حدود بیست و پنج نفری هستند. میزان خشونت در درون گروه ها و بین گروه ها بسیار بالااست.
دولت طبیعی، یک راه حل برای این خشونت فراهم می سازد که حک کردن اعضای قدرتمند جامعه در ائتلافی از فرادستان نظامی، سیاسی، دینی و اقتصادی است. فرادستان جملگی امکان دسترسی انحصاری به منابع ارزشمند یا فعالیت های با ارزش و توانایی تشکیل سازمان هايي مورد احترام جامعه بزرگتر را دارند. دسترسی محدود به فعالیت ها، سازمان ها و امتیازات، رانت هایی برای فرادستان تولید می کند. چون اگر خشونت راه بیفتد این رانت ها کاهش می یابد، خلق رانت، فرادستان را قادر می سازد تا تعهد معتبری به همدیگر جهت محدود کردن خشونت بدهند. به علاوه چون صلح و آرامش بستگی به توازن منافع درون ائتلاف حاکم دارد، نظم های دسترسی محدود نسبت به تغییراتی که منافع فرادستان را تغییر می دهد، حساس هستند. در نتیجه، دولت های طبیعی باثبات و نه ایستا هستند. در مقایسه با نظم های بدوی، نظم دسترسی محدود مشخصاً اندازه جوامع را گسترش می دهد. سلسله مراتبی از فرادستان، روابط شخصی برقرار می کنند که کنترل ائتلاف حاکم را گسترش می دهد. مناسبات شخصی در دولت های طبیعی منجر به تعامل چهره به چهره سنتی می شود. در دولت های طبیعی کاملاً توسعه یافته، امتیازات فرادستان شامل کنترل بر سازمان هاي اجتماعی قدرتمند از قبیل نهادهاي ديني، دولت، دادگاه ها و واحدهای نظامی می شود.
نظم دسترسی باز بر پایه دستاوردهای سازمانی دولت طبیعی بنا شده است، اما حقوق شهروندی را به بخش های دایماً فزاینده از جمعیت گسترش می دهد. همه شهروندان قادر به تشکیل سازمان هاي اقتصادی، سیاسی، دینی یا اجتماعی هستند تا هر تعداد وظایف را که می خواهند انجام دهند. تنها عمل ممنوع شده کاربرد خشونت است. برخلاف دولت طبیعی که منافع فرادستان و غیر فرادستان را فعالانه دستکاری می کند تا نظم اجتماعی برقرار سازد، نظم دسترسی باز به افراد اجازه می دهد تا منافع خویش را از طریق سازمان ها تعقیب کنند. افراد مثل همیشه به واسطه وجود رانت های اقتصادی در بازارهای سیاسی و اقتصادی انگیزه پیدا می کنند، اما آزادی ورود موجب رقابتی می شود که به چنین رانت هایی حالت موقتی می بخشد. 

 

بازدید 5192 مرتبه آخرین ویرایش در سه شنبه, 21 شهریور 1396 ساعت 19:36
جعفر خیرخواهان

دکتر جعفر خيرخواهان، اقتصاددان جوان ايراني و استاد دانشگاه فردوسي مشهد، از جمله اقتصاددانان بسيار پرکاري محسوب مي‌شود که در سال هاي اخير بخش قابل توجهي از فعاليت وي بر ترجمه مقالات و کتاب هاي ارزشمند اقتصادي به زبان فارسي متمرکز است؛ از جمله کتاب هاي ترجمه شده توسط ايشان مي توان به کتاب های ارزشمند «معماي فراواني: رونق هاي نفتي و دولت هاي نفتي»، «حکمراني خوب بنيان توسعه»، «ريشه هاي اقتصادي دموکراسي و ديکتاتوري» و «انديشه هاي اقتصادي و سياسي هايک» اشاره نمود.

www.jafarkheirkhahan.ir | این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظر خود را ثبت کنید

از پر شدن تمامی موارد الزامی (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

© 2013-2017 وبسایت شخصی جعفر خیرخواهان. تمامی حقوق محفوظ است